حسين قرچانلو
129
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
از كتاب مقدس يهود گرفته است . « 1 » دژ را مسجد كردهاند و گرد آن گنبد و مسجد خانهها براى زائران ساختهاند . قناتى كمآب نيز در ده و قلعهء آن جارى است . اطراف اين ديه تا نيم مرحله ، از هر سو ، تاكستانها و سيبستانهاست و جبل نضره ناميده مىشود و ميوههايش از همهجا بهتر است و به مصر صادر مىشود . در اين ديه ، مهمانخانهاى دائمى ( مجانى ) است كه آشپز و نانوا و كارگر مرتب دارد و عدس پخته با روغن زيتون به هر فقير كه وارد مىشود مىدهند . بيشتر مردم گمان دارند كه از ديههاى ابراهيم پيامبر ( ع ) است ؛ ولى از موقوفات تميمدارى است . « 2 » ياقوت در قرن هفتم هجرى گفتار مقدسى را دربارهء حبرون تأييد كرده ، مىنويسد : قبر ابراهيم ( ع ) و همسرش ، ساره ، اسحاق ( ع ) و همسرش و يعقوب ( ع ) و همسرش ، لعيا ، در آنجاست . « 3 » يك قرن بعد از ياقوت ، ابو الفداء مىنويسد : بيت حبرون در يك گودى ميان كوههايى پر از درخت واقع است . درختان اين كوهها و ديگر كوههاى فلسطين و جلگههاى آن ، همه زيتون و انجير و خرنوب است . « 4 » اريحا شهرى است در فلسطين اشغالى ، در شمال بحر الميت ، در حاشيهء وادى اردن ، در پانزده ميلى شمال شرقى اورشليم . اريحا به معناى مكان خوشبوست و در لغت عبرانى به معناى ماه است و بعيد نيست كه در قديم الايام مذهب مهتابپرستى در آنجا رونق داشته است . نخستين شهرى است كه يوشع از مملكت كنعانيها متصرف شد . اسرائيليان به امر خداوند به آنجا درآمدند ؛ تمام ذى حيات را به قتل رسانيدند . سپس شهر را آتش زدند و فقط راحاب ، فرمانرواى شهر ، و خانوادهاش را امان دادند . يوشع كسانى كه اريحا را دوباره بنا كنند لعنت نمود ؛ ولى بعدها اريحاى ديگرى در جوار خرابههاى آن بنا كردند . اريحا را شهر نخل نيز مىگفتند . كلدانيان در دشت اريحا بر يهود و صدقيا حمله و آنها را اسير كردند ؛ ولى بعد از اسارت ، مردم اريحا به اورشليم بازگشتند و در بناى حصار اورشليم كمك كردند . برخى گمان بردهاند كه شهر قديم اريحا نزديك عين السلطان بوده است و آبهايى را كه اليشاع نبى ، بدمزگى و شورى آنها را به قدرت خداوند
--> ( 1 ) . قاموس كتاب مقدس ؛ ص 311 . ( 2 ) . احسن التقاسيم ؛ بخش 1 ، ص 241 . ( 3 ) . معجم البلدان ؛ ج 2 ، ص 212 . ( 4 ) . تقويم البلدان ؛ ص 259 .